دائرة المعارف بزرگ اسلامی
ژیماره، بیروت، ۱۹۸۷م؛ ابن ملاحمی، محمود، الفائق فی اصول الدین، به کوشش ویلفرد مادلونگ و مارتین مکدرموت، تهران، ۱۳۸۶ش؛ ابن ندیم، الفهرست؛ ابن هشام، عبدالملک، سیرة النبی (ص)، بهکوشش محمدمحییالدین عبدالحمید، قاهره، المکتبة التجاریه؛ ابوزرعۀ دمشقی، عبدالرحمان، تاریخ، به کوشش شکرالله قوچانی، دمشق،۱۴۰۰ق / ۱۹۸۰م؛ ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، به کوشش فارس تبریزیان حسون، قم، ۱۴۱۷ق / ۱۹۹۷م؛ ابوالقاسم تیمی، اسماعیل، الخلفاء الاربعة، به کوشش کرم حلمی فرحات، قاهره، ۱۹۹۹م؛ ابوقحطان، خالد، «سیرة» (نک : هم ، السیر و الجوابات، ج ۱)؛ ابوالمؤثر، صلت، «سیرة» (نک : هم ، السیر و الجوابات، ج ۲)؛ ابویعلى موصلی، احمد، مسند، به کوشش حسین سلیم اسد، دمشق، دارالمأمون؛ احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصی الله عباس، بیروت،۱۴۰۸ق / ۱۹۸۸م؛ همو، مسند، بولاق، ۱۳۱۳ق؛ اشعری، علی، مقالات الاسلامیین، به کوشش هلموت ریتر، ویسبادن، ۱۴۰۰ق / ۱۹۸۰م؛ الامامة و السیاسة، منسوب به ابن قتیبه، به کوشش طه محمد زینی، قاهره، ۱۳۸۸ق / ۱۹۶۹م؛ بخاری، محمد، صحیح، بیروت، ۱۴۰۱ق / ۱۹۸۱م؛ بستی، اسماعیل، البحث عن ادلة التکفیر و التفسیق، به کوشش ویلفرد مادلونگ و زابینه اشمیتکه، تهران، ۱۳۸۲ش؛ بسیانی، علی، «سیرة السؤال» (نک : هم ، السیر و الجوابات، ج ۲)؛ بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ۱۴۱۷ق / ۱۹۹۶م؛ بهرامیان، علی، «اصحاب حدیث و مسئلۀ تاریخ نیم سدۀ نخست هجری»، نامۀ پژوهش، تهران، ۱۳۷۶ش، س۱، شم ۴؛ بیهقی، احمد، الاعتقاد، به کوشش سید جمیلی، بیروت، ۱۴۰۸ق / ۱۹۸۸م؛ تفتازانی، مسعود، شرح العقائد النسفیة، به کوشش محمد عدنان درویش، دمشق، ۱۴۱۱ق؛ جاحظ، عمرو، العثمانیة، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۷۴ق / ۱۹۵۵م؛ جعفر ابن حرب، مسائل الامامة، به کوشش یوزف فان اس، بیروت، ۱۹۷۱م؛ خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۹۴۹م؛ خلاصة النظر، به کوشش حسن انصاری و زابینه اشمیتکه، تهران، ۱۳۸۵ش؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۰م؛ دینوری، احمد، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ۱۳۷۹ق / ۱۹۵۹م؛ ذهبی، محمد، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ۱۴۰۴ق / ۱۹۸۴م؛ زهری، محمد، المغازی النبویة، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۴۰۱ق / ۱۹۸۱م؛ سعد بن عبدالله اشعری، المقالات و الفرق، به کوشش محمد جواد مشکور، تهران، ۱۹۶۳م؛ سید مرتضى، علی، الذخیرة، به کوشش احمد حسینی، قم، ۱۴۱۱ق؛ همو، الشافی فی الامامة، به کوشش عبدالزهرا حسینی خطیب، تهران، ۱۴۱۰ق؛ همو، الفصول المختارة، قم، ۱۴۱۳ق؛ «سیرة السؤال فی الولایة و البرائة» (نک : هم ، السیر و الجوابات، ج ۱)؛ السیر و الجوابات، به کوشش سیده اسماعیل کاشف، عمان، ۱۴۰۶ق / ۱۹۸۶م؛ شریف رضی، محمد، مقدمه بر خطبۀ ۲۳۱ نهج البلاغة، به کوشش صبحی صالح، قم، دارالهجرة؛ شماخی، احمد، السیر، به کوشش احمد سیابی، عمان، ۱۴۰۷ق / ۱۹۸۷م؛ شهرستانی، محمد، الملل و النحل، به کوشش محمد سید کیلانی، بیروت، دارالمعرفه؛ طبرانی، سلیمان، المعجم الکبیر، موصل، ۱۴۰۰ق / ۱۹۸۰م؛ طبری، تاریخ؛ طوسی، محمد، الاقتصاد، به کوشش محمد کاظم موسوی، قم، ۱۴۳۰ق؛ همو، تجرید الاعتقاد، به کوشش ابراهیم موسوی زنجانی، بیروت، ۱۳۹۹ق / ۱۹۷۹م؛ همو، الخلاف، قم، ۱۴۰۷ق؛ همو، فهرست، به کوشش عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰ق؛ همو، المبسوط، به کوشش محمدتقی کشفی، تهران، ۱۳۸۷ق؛ عضدالدین ایجی، عبدالرحمان، المواقف، بیروت، عالم الکتب؛ علامۀ حلی، حسن، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، به کوشش ابراهیم موسوی زنجانی، بیروت، ۱۳۹۹ق / ۱۹۷۹م؛ همـو، نهجالحق، بـه کوشش فرجالله حسنـی، بیـروت، ۱۹۸۲م؛ علـی صالـح احمد، خطط البصرة و منطقتها، بغداد، ۱۴۰۶ق / ۱۹۸۶م؛ قاضی عبدالجبار، تثبیت دلائل النبوة، به کوشش عبدالکریم عثمان، بیروت، دارالعربیه؛ مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش شارل پلا، بیروت، ۱۹۶۶م؛ مفید، محمد، الارشاد، قم، ۱۴۱۳ق؛ همو، الافصاح، بیروت،۱۴۱۴ق / ۱۹۹۳ م؛ همو، الجمل، به کوشش علی میر شریفی، قم، ۱۴۱۳ق؛ نامی، عمرو خلیفه، دراسات عن الاباضیة، ترجمۀ میخائیل خوری، بیروت، ۲۰۰۱م؛ نجاشی، احمد، رجال، به کوشش موسى شبیریزنجانی، قم، ۱۴۰۷ق؛ نسفی، میمون، تبصرة الادلة، به کوشش کلود سلامه، دمشق، ۱۹۹۰م؛ نهج البلاغة؛ واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد، تاریخ، به کوشش هوتسما، لیدن، ۱۹۶۹م؛ نیز:.
امام علي (ع) صداي عدالت انسانيت (جلد ۵)
هر كس چگونگي اين اختلاف را بررسي كند و هدف آنان را از اين جنگ بجويد و ببيند در مشاوره خود، چه مطالبي را مي گفتند درك مي كند كه اين سربازان به طوري كه ادعا مي كردند براي مطالبه خون عثمان جمع و باز براي اصلاح اموري كه علي عليه السلام آن را اصلاح نكرده و اينها ادعا مي كردند، قيام نكرده بودند و باز براي آنچه به آن تظاهر مي كردند و درباره آن سخنراني و مردم را گردهم جمع مي كردند، انقلاب نكرده بودند بلكه اين جمعيّت گردآمده، هر يك هدف مخصوصي داشتند و مي خواستند انتقام آرزوهاي برباد رفته خود را بگيرند و يا اين كه منظور خاصّي درباره علي عليه السلام و يا عظمت خانوادگي خويش داشتند كه مي ديدند آن عظمت از دست رفته است و تا زماني كه علي عليه السلام بر كرسي رياست تكيه زده است نمي توانند به هدفهاي خود برسند.
عايشه داراي امتيازات زير بود: همتي بلند داشت، علاقمند به عاليترين درجه مجد بود، به مقام بلندي كه در خانه پيغمبر صلي الله عليه و آله و بين زنان آن حضرت داشت قانع نبود بلكه كوشش مي كرد كه جايگاه صديقه اولي، محبوبه برتر، خديجه را در قلب محمّد صلي الله عليه و آله اشغال كند، امّا محمّد صلي الله عليه و آله هميشه به ياد خديجه و از او خرسند بود؛ و به خاطر او به دوستان مخصوصش نيز احترام مي گذاشت و هميشه نام خديجه را به نيكي ياد مي كرد و اينكار ادامه داشت، ولي عايشه بيهوده به لطائف الحيل و نقشه هاي رنگارنگ مي خواست خاتم پيغمبران و برگزيده رسولان را قانع سازد كه خدا بهتر از خديجه را به او داده است.
بني اميّه با اين فكر موافقت و آن را تأييد كردند و همگي نزد عايشه آمدند و جريان را به شرح زير به او اطّلاع دادند: «اي عايشه! از مدينه بگذر! زيرا افرادي كه به همراه ما هستند حاضر نيستند به آشوب مدينه نزديك شوند شما با ما عازم بصره شويد، ما به سرزمين آباد مي رويم و به مخالفت عليه علي عليه السلام مي پردازيم شما هم همان طوري كه مردم مكّه را تحريك كردي مردم بصره را هم بشوران و بر جاي خود بنشين؛ اگر خدا اوضاع را اصلاح كرد اراده شما عملي مي شود و اگر اوضاع اصلاح نشد ما كوشش خود را به خرج داده ايم و از رياست دفاع كرده ايم و صبر مي كنيم تا خواسته خدا عملي شود».
یکی از دانشمندان معاصر در این زمینه می گوید: اینکه اهل تسنن گفته باشند: صحابه پيامبر (صلی الله علیه و آله) عموما مرتكب هيچ گونه گناهى نشدند و معصوم و پاک از هر معصيتى بودند، اين از قبيل انكار بديهيات است، و اگر منظور آن است كه آنها گناه كردند و اعمال خلافى انجام دادند باز هم خدا از آنها راضى است، مفهومش اين است كه خدا رضايت به گناه داده است! چه كسى مىتواند «طلحه و زبير» كه در آغاز از ياران خاص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند و همچنين «عايشه» همسر پيامبر اسلام را از خون هزاران مسلمانى كه خونشان در ميدان جنگ جمل ريخته شد تبرئه كند؟ آيا خدا به اين خونریزی ها راضى بود؟.
وقتی حضرت على (علیه السلام) اجتماع لشکریان بصره را مشاهده کرد که چگونه از گرد شتر عايشه مىگريزند و دوباره بر اطراف آن جمع مىشوند، به تعدادی از بزرگان اصحاب خود؛ مانند عمار، سعيد بن قيس، قيس بن سعد بن عباده، مالک اشتر، ابن بديل، محمد بن ابى بكر و نظاير ايشان از بزرگان اصحاب خود، فرمود: اينان تا هنگامى كه اين شتر برابرشان پابرجاست، پايدارى مىكنند، ولى اگر شتر از پاى در آيد، هيچ كس پايدارى نخواهد كرد. [23] وقتی «خولة» دختر «حکیم بن اوقص» همسر «عثمان بن مظعون» از طرف رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) از عایشه خواستگاری کرد، ابوبکر گفت: آیا این سزاوار است، در حالی که من برادر پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) هستم؟ پس رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به ابوبکر پیام فرستاد و فرمود: «تو برادر دینی من هستی»؛ لذا ابوبکر قبول کرد و با ازدواج آن حضرت و عایشه موافقت کرد و این ازدواج صورت گرفت.
عایشه دختر ابوبکر، طلحة فرزند عبید الله، زبیر فرزند عوام، محمد فرزند طلحه، عبد الله فرزند زبیر، عبد الله فرزند حزام خویلد، کعب فرزند سور، عبد الرحمن فرزند عتاب بن اسید، عبد الرحمن فرزند حارث بن هشام، مجاشع فرزند مسعود، عمرو فرزند یثربی، قیس فرزند عبد الله بن عامر، عبد الله خلف خزاعی، عبد الرحمن فرزند جابر راسبی، ربیع فرزند زیاد حارثی، عبد الله فرزند مالک. سپس امير المؤمنين (عليه السّلام) آمد و در كنار هودج ايستاد و با چوب بر هودج زد و فرمود: «حميراء آيا رسول خدا به تو امر كرده بود كه اين گونه بر من خروج كنى؟ آيا به تو امر نكرده بود كه در خانهات بمانى؟ به خدا كسانى كه تو را از خانهات بيرون كشيدند با تو به انصاف رفتار نكردند زيرا همسران خودشان را در خانههایشان نگه داشتند ولى تو را در ميان مردم ظاهر كردند.
دائرة المعارف بزرگ اسلامی
ژیماره، بیروت، ۱۹۸۷م؛ ابن ملاحمی، محمود، الفائق فی اصول الدین، به کوشش ویلفرد مادلونگ و مارتین مکدرموت، تهران، ۱۳۸۶ش؛ ابن ندیم، الفهرست؛ ابن هشام، عبدالملک، سیرة النبی (ص)، بهکوشش محمدمحییالدین عبدالحمید، قاهره، المکتبة التجاریه؛ ابوزرعۀ دمشقی، عبدالرحمان، تاریخ، به کوشش شکرالله قوچانی، دمشق،۱۴۰۰ق / ۱۹۸۰م؛ ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، به کوشش فارس تبریزیان حسون، قم، ۱۴۱۷ق / ۱۹۹۷م؛ ابوالقاسم تیمی، اسماعیل، الخلفاء الاربعة، به کوشش کرم حلمی فرحات، قاهره، ۱۹۹۹م؛ ابوقحطان، خالد، «سیرة» (نک : هم ، السیر و الجوابات، ج ۱)؛ ابوالمؤثر، صلت، «سیرة» (نک : هم ، السیر و الجوابات، ج ۲)؛ ابویعلى موصلی، احمد، مسند، به کوشش حسین سلیم اسد، دمشق، دارالمأمون؛ احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصی الله عباس، بیروت،۱۴۰۸ق / ۱۹۸۸م؛ همو، مسند، بولاق، ۱۳۱۳ق؛ اشعری، علی، مقالات الاسلامیین، به کوشش هلموت ریتر، ویسبادن، ۱۴۰۰ق / ۱۹۸۰م؛ الامامة و السیاسة، منسوب به ابن قتیبه، به کوشش طه محمد زینی، قاهره، ۱۳۸۸ق / ۱۹۶۹م؛ بخاری، محمد، صحیح، بیروت، ۱۴۰۱ق / ۱۹۸۱م؛ بستی، اسماعیل، البحث عن ادلة التکفیر و التفسیق، به کوشش ویلفرد مادلونگ و زابینه اشمیتکه، تهران، ۱۳۸۲ش؛ بسیانی، علی، «سیرة السؤال» (نک : هم ، السیر و الجوابات، ج ۲)؛ بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ۱۴۱۷ق / ۱۹۹۶م؛ بهرامیان، علی، «اصحاب حدیث و مسئلۀ تاریخ نیم سدۀ نخست هجری»، نامۀ پژوهش، تهران، ۱۳۷۶ش، س۱، شم ۴؛ بیهقی، احمد، الاعتقاد، به کوشش سید جمیلی، بیروت، ۱۴۰۸ق / ۱۹۸۸م؛ تفتازانی، مسعود، شرح العقائد النسفیة، به کوشش محمد عدنان درویش، دمشق، ۱۴۱۱ق؛ جاحظ، عمرو، العثمانیة، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۷۴ق / ۱۹۵۵م؛ جعفر ابن حرب، مسائل الامامة، به کوشش یوزف فان اس، بیروت، ۱۹۷۱م؛ خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۹۴۹م؛ خلاصة النظر، به کوشش حسن انصاری و زابینه اشمیتکه، تهران، ۱۳۸۵ش؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۰م؛ دینوری، احمد، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ۱۳۷۹ق / ۱۹۵۹م؛ ذهبی، محمد، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ۱۴۰۴ق / ۱۹۸۴م؛ زهری، محمد، المغازی النبویة، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۴۰۱ق / ۱۹۸۱م؛ سعد بن عبدالله اشعری، المقالات و الفرق، به کوشش محمد جواد مشکور، تهران، ۱۹۶۳م؛ سید مرتضى، علی، الذخیرة، به کوشش احمد حسینی، قم، ۱۴۱۱ق؛ همو، الشافی فی الامامة، به کوشش عبدالزهرا حسینی خطیب، تهران، ۱۴۱۰ق؛ همو، الفصول المختارة، قم، ۱۴۱۳ق؛ «سیرة السؤال فی الولایة و البرائة» (نک : هم ، السیر و الجوابات، ج ۱)؛ السیر و الجوابات، به کوشش سیده اسماعیل کاشف، عمان، ۱۴۰۶ق / ۱۹۸۶م؛ شریف رضی، محمد، مقدمه بر خطبۀ ۲۳۱ نهج البلاغة، به کوشش صبحی صالح، قم، دارالهجرة؛ شماخی، احمد، السیر، به کوشش احمد سیابی، عمان، ۱۴۰۷ق / ۱۹۸۷م؛ شهرستانی، محمد، الملل و النحل، به کوشش محمد سید کیلانی، بیروت، دارالمعرفه؛ طبرانی، سلیمان، المعجم الکبیر، موصل، ۱۴۰۰ق / ۱۹۸۰م؛ طبری، تاریخ؛ طوسی، محمد، الاقتصاد، به کوشش محمد کاظم موسوی، قم، ۱۴۳۰ق؛ همو، تجرید الاعتقاد، به کوشش ابراهیم موسوی زنجانی، بیروت، ۱۳۹۹ق / ۱۹۷۹م؛ همو، الخلاف، قم، ۱۴۰۷ق؛ همو، فهرست، به کوشش عبدالعزیز طباطبایی، قم ۱۴۲۰ق؛ همو، المبسوط، به کوشش محمدتقی کشفی، تهران، ۱۳۸۷ق؛ عضدالدین ایجی، عبدالرحمان، المواقف، بیروت، عالم الکتب؛ علامۀ حلی، حسن، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، به کوشش ابراهیم موسوی زنجانی، بیروت، ۱۳۹۹ق / ۱۹۷۹م؛ همـو، نهجالحق، بـه کوشش فرجالله حسنـی، بیـروت، ۱۹۸۲م؛ علـی صالـح احمد، خطط البصرة و منطقتها، بغداد، ۱۴۰۶ق / ۱۹۸۶م؛ قاضی عبدالجبار، تثبیت دلائل النبوة، به کوشش عبدالکریم عثمان، بیروت، دارالعربیه؛ مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش شارل پلا، بیروت، ۱۹۶۶م؛ مفید، محمد، الارشاد، قم، ۱۴۱۳ق؛ همو، الافصاح، بیروت،۱۴۱۴ق / ۱۹۹۳ م؛ همو، الجمل، به کوشش علی میر شریفی، قم، ۱۴۱۳ق؛ نامی، عمرو خلیفه، دراسات عن الاباضیة، ترجمۀ میخائیل خوری، بیروت، ۲۰۰۱م؛ نجاشی، احمد، رجال، به کوشش موسى شبیریزنجانی، قم، ۱۴۰۷ق؛ نسفی، میمون، تبصرة الادلة، به کوشش کلود سلامه، دمشق، ۱۹۹۰م؛ نهج البلاغة؛ واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد، تاریخ، به کوشش هوتسما، لیدن، ۱۹۶۹م؛ نیز:.
امام علي (ع) صداي عدالت انسانيت (جلد ۵)
هر كس چگونگي اين اختلاف را بررسي كند و هدف آنان را از اين جنگ بجويد و ببيند در مشاوره خود، چه مطالبي را مي گفتند درك مي كند كه اين سربازان به طوري كه ادعا مي كردند براي مطالبه خون عثمان جمع و باز براي اصلاح اموري كه علي عليه السلام آن را اصلاح نكرده و اينها ادعا مي كردند، قيام نكرده بودند و باز براي آنچه به آن تظاهر مي كردند و درباره آن سخنراني و مردم را گردهم جمع مي كردند، انقلاب نكرده بودند بلكه اين جمعيّت گردآمده، هر يك هدف مخصوصي داشتند و مي خواستند انتقام آرزوهاي برباد رفته خود را بگيرند و يا اين كه منظور خاصّي درباره علي عليه السلام و يا عظمت خانوادگي خويش داشتند كه مي ديدند آن عظمت از دست رفته است و تا زماني كه علي عليه السلام بر كرسي رياست تكيه زده است نمي توانند به هدفهاي خود برسند.
عايشه داراي امتيازات زير بود: همتي بلند داشت، علاقمند به عاليترين درجه مجد بود، به مقام بلندي كه در خانه پيغمبر صلي الله عليه و آله و بين زنان آن حضرت داشت قانع نبود بلكه كوشش مي كرد كه جايگاه صديقه اولي، محبوبه برتر، خديجه را در قلب محمّد صلي الله عليه و آله اشغال كند، امّا محمّد صلي الله عليه و آله هميشه به ياد خديجه و از او خرسند بود؛ و به خاطر او به دوستان مخصوصش نيز احترام مي گذاشت و هميشه نام خديجه را به نيكي ياد مي كرد و اينكار ادامه داشت، ولي عايشه بيهوده به لطائف الحيل و نقشه هاي رنگارنگ مي خواست خاتم پيغمبران و برگزيده رسولان را قانع سازد كه خدا بهتر از خديجه را به او داده است.
بني اميّه با اين فكر موافقت و آن را تأييد كردند و همگي نزد عايشه آمدند و جريان را به شرح زير به او اطّلاع دادند: «اي عايشه! از مدينه بگذر! زيرا افرادي كه به همراه ما هستند حاضر نيستند به آشوب مدينه نزديك شوند شما با ما عازم بصره شويد، ما به سرزمين آباد مي رويم و به مخالفت عليه علي عليه السلام مي پردازيم شما هم همان طوري كه مردم مكّه را تحريك كردي مردم بصره را هم بشوران و بر جاي خود بنشين؛ اگر خدا اوضاع را اصلاح كرد اراده شما عملي مي شود و اگر اوضاع اصلاح نشد ما كوشش خود را به خرج داده ايم و از رياست دفاع كرده ايم و صبر مي كنيم تا خواسته خدا عملي شود».
یکی از دانشمندان معاصر در این زمینه می گوید: اینکه اهل تسنن گفته باشند: صحابه پيامبر (صلی الله علیه و آله) عموما مرتكب هيچ گونه گناهى نشدند و معصوم و پاک از هر معصيتى بودند، اين از قبيل انكار بديهيات است، و اگر منظور آن است كه آنها گناه كردند و اعمال خلافى انجام دادند باز هم خدا از آنها راضى است، مفهومش اين است كه خدا رضايت به گناه داده است! چه كسى مىتواند «طلحه و زبير» كه در آغاز از ياران خاص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند و همچنين «عايشه» همسر پيامبر اسلام را از خون هزاران مسلمانى كه خونشان در ميدان جنگ جمل ريخته شد تبرئه كند؟ آيا خدا به اين خونریزی ها راضى بود؟.
وقتی حضرت على (علیه السلام) اجتماع لشکریان بصره را مشاهده کرد که چگونه از گرد شتر عايشه مىگريزند و دوباره بر اطراف آن جمع مىشوند، به تعدادی از بزرگان اصحاب خود؛ مانند عمار، سعيد بن قيس، قيس بن سعد بن عباده، مالک اشتر، ابن بديل، محمد بن ابى بكر و نظاير ايشان از بزرگان اصحاب خود، فرمود: اينان تا هنگامى كه اين شتر برابرشان پابرجاست، پايدارى مىكنند، ولى اگر شتر از پاى در آيد، هيچ كس پايدارى نخواهد كرد. [23] وقتی «خولة» دختر «حکیم بن اوقص» همسر «عثمان بن مظعون» از طرف رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) از عایشه خواستگاری کرد، ابوبکر گفت: آیا این سزاوار است، در حالی که من برادر پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) هستم؟ پس رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به ابوبکر پیام فرستاد و فرمود: «تو برادر دینی من هستی»؛ لذا ابوبکر قبول کرد و با ازدواج آن حضرت و عایشه موافقت کرد و این ازدواج صورت گرفت.
عایشه دختر ابوبکر، طلحة فرزند عبید الله، زبیر فرزند عوام، محمد فرزند طلحه، عبد الله فرزند زبیر، عبد الله فرزند حزام خویلد، کعب فرزند سور، عبد الرحمن فرزند عتاب بن اسید، عبد الرحمن فرزند حارث بن هشام، مجاشع فرزند مسعود، عمرو فرزند یثربی، قیس فرزند عبد الله بن عامر، عبد الله خلف خزاعی، عبد الرحمن فرزند جابر راسبی، ربیع فرزند زیاد حارثی، عبد الله فرزند مالک. سپس امير المؤمنين (عليه السّلام) آمد و در كنار هودج ايستاد و با چوب بر هودج زد و فرمود: «حميراء آيا رسول خدا به تو امر كرده بود كه اين گونه بر من خروج كنى؟ آيا به تو امر نكرده بود كه در خانهات بمانى؟ به خدا كسانى كه تو را از خانهات بيرون كشيدند با تو به انصاف رفتار نكردند زيرا همسران خودشان را در خانههایشان نگه داشتند ولى تو را در ميان مردم ظاهر كردند.

ریما رامینفر